جهان وارد فصل جدید بی نظمی شده است:

تغییرات شدید در قیمت نفت معمولا به ایجاد دوره های متفاوت در روند اقتصاد جهانی می انجامد، افزایش قیمت نفت در دهه ۱۹۷۰ و ملی شدن صنعت نفت در کشورهای خاورمیانه یکی از زمان های دوره ساز بود. در دهه ۱۹۸۰ میلادی شاهد ایجاد اقتصاد انرژی بازار محور جهانی بودیم و در دهه ۲۰۰۰ میلادی نیز عصر تجدید از سرمایه داری دولتی خودش را نشان داد. در این زمان، چین به عنوان پیش راننده اصلی تقاضای نفت در جهان جایگاه جدیدی به دست آورد و غول های بزرگ دولتی مثل آرامکو و روس نفت هم نیازهای این مشتری بزرگ را تامین می کردند.

اما کاهش قیمت نفت در سال ۲۰۱۴ باعث ایجاد مشکلات فراوانی برای این مدل از سرمایه داری مبتنی بر حکومت نفتی شد. رشد تقاضای چین حالا دیگر به اندازه سابق بلا نیست. تولیدکنندگان شیل آمریکا نیز تلاش های اعضای اوپک و روسیه برای مدیریت بازار را مختل کرده اند. ناکامی تلاش ها برای تثبیت قیمت نفت در میان بحران کرونا نشان داده که با واقعیت های جدیدی روبه رو هستیم. دیپلماسی توافق های عرضه به شدت آسیب پذیر شده و ژئوپلتیک جهانی به شدت به هم ریخته شده است. مشخص نیست که دولت آمریکا به دنبال قیمت بالا برای نفت است یا قیمت پایین. بنیان های مالی اوج گیری شیل آمریکا هم پرریسک به نظر می رسند. زیر ساخت های فیزیکی برای نگهداری نفت به شدت ناکافی است و بازار آتی نفت نیز با سرعت ظالمانه ای به همه تحولات جهانی واکنش نشان می دهد.

اگر این بی نظمی خاص را به عنوان یک توقف مهم تاریخی تلقی کنیم، این پرسش پیش می آید که بعد از آن چه پیش خواهد آمد. به نظر می رسد کشورهایی مثل عربستان سعودی و روسیه تلاش خواهند کرد به هر شکل که شده از این میان خودشان را نجات بدهند. آنها حتی از دردسرهایی که برای صنعت نفت شیل آمریکا ایجاد شده هم به سود خود استفاده خواهند کرد تا سهم بیشتری از بازار را به خود اختصاص بدهند. اما تولیدکنندگان کوچک تر مثل عراق، الجزایر و آنگولا تهدیدی واقعی برای تداوم حیات را پیش روی خود می بینند. چشم انداز دراز مدت آینده برای آنها چه خواهد بود؟

اولین پاسخ به چنین سوالی این است که آن کشورهای تولید کننده نفت که بیشترین ضربه را از شوک نفتی متحمل شده اند، برای کمک مالی از سوی صندوق بین المللی و بانک جهانی صف خواهند کشید.