نکته هایی که دولت ها و ملت ها باید بدانند

  • در ایران آن چیزی که بالاترین سطح ضربه ها را به سرنوشت ما وارد میکند بحران هماهنگی است. یعنی هر کس به یک سمتی می کشد و بخش اعظم تلاش های ساختار قدرت صرف خنثی کردن نیروهای یکدیگر می شود.
  • در کشورهای در حال توسعه در مورد جهت گیری های سیاسی مهم به جای که که به رویه های مشارکت جویانه و
    اقناع کننده در پیش گرفته شود رویه های آمرانه و خشک و غیرمشارکت جویانه در دستور کار قرار می گیرد. به جای آنکه یک تفاهم ملی در مورد مسئله ایجاد بکنند، از طریق صدور فرمان مسئله را حل و فصل می کنند.
  • هرگونه به کار گیری قدرت در مسیری خارج از قانون برای اهدافی فراقانونی یا غیرقانونی فساد است.
  • دولت بدترین تولیدکننده، بدترین تاجر و بدترین مصرف کننده است. لذا باید دخالت آن را در اقتصاد به حداقل رساند و به مدیریت کلان اطلاعات و نظارت عالی محدود کرد.
  • مبارزه با فساد فقط اگر همه جانبه و معطوف به خشکاندن ریشه باشد موفق خواهد شد و الا در حد دل خوش کنک و فریب افکار عمومی باقی خواهد ماند و چه بسا آسیب های سنگین تر هم به بار بیارورد.
  • فساد یعنی منابعی که برای کار اختصاص داده می شود، یا به دست یک کارگزار یا عامل اجرایی امانت داده شده است در امری دیگر مورد استفاده قرار گیرد یا به نوعی دیگر نه به نفع عمومی، بلکه به نفع فردی یا گروهی تقسیط می شود.
  • در اقتصاد کلاسیک یکی از ریشه های فساد را اختلاف قیمت می دانند، وقتی قیمت را کسی دستکاری می کند قیمت به وجود می آید، برای مثال: دولت قیمت سکه را ۲ میلیون اعلام می کند و بازار ۴ میلیون و از این ریشه سلطان سکه بیرون می آید.
  • مهم ترین نقش سیاست گذار این است که زمینه فساد را فراهم می کند، مثلا در توزیع کالاهای اساسی مثل گوشت بازیگرانی در این میان نقش دارند از جمله: واردکننده گوشت، در اعطای مجوزها، توزیع کنندگان، عمده فروشان، خرده فروشان، مصرف کنندگان و …. در این زنجیره همگی نقش دارند.
  • اگر سیاست گذار درک درستی از مردم نداشته باشد و بدون این که بفهمد مشکل چیست راه حلی پیدا کند زمینه را برای انواعی از فساد آماده کرده است که ما در ایران بسیار آن را می بینیم.
  • بیست تا سی میلیارد دلار ارز خانگی در دست مردم است که حتی ورود یک سومم آن به چرخه اقتصاد، قیمت ارز را قادر و توانمند می کند یا آنکه صرفه جویی داوطلبانه مردم در مواردی چون سوخت یا آب یا برق به راحتی مشکلات بزرگی در این حوزه ها را کم می کند.
  • افزایش فشار اقتصادی و تورم، به گسترش فساد و رانت کمک می کند و کاهش فساد به عنوان ویرانگر اعتماد مردم، دور از دسترس نمی شود.
  • ظرفیت های داخلی اقتصادی ایران در حدی است که فشارهای خارجی و تحریم ها، قادر نیست تورم و کمبود وحشتناک مانند ونزوئلا را بر ایران تحمیل کند؛ اما مهاجرت سرمایه و ارز و خروج نیروی انسانی ماهر و نخبه به شدت بیشتر ادامه خواهد یافت.
  • ایران امروز به اندازه نیازی که به فروش نفت یا واردات کالا دارد به همان اندازه یا بیش از آن احتیاج به امیدوار شن مردم دارد.
  • اولین مسئله صحبت صادقانه، مستمر و عموم فهم نمایندگانی از حاکمیت با مردم درباره اوضاع اقتصادی است. نباید در خصوص مردم ایران این نکته را کم اهمیت دید. اگر مردم به مکانیسم اقتصادی وقوف یابند با حاکمیت همکاری می کنند.
  • وقتی حاکمیت مسائل اقتصادی را بر مردم تحمیل شده می بیند ولی هیچ توضیحی درباره سازوکار آن به مردم نمی دهد مردم را دچار یاس و سردرگمی می کند و خود مردم را از کارگزاران تخریب وضع موجود می کند.
  • در تحولات اخیر در صحنه سیاست ایران نیز همچنان زنان توانمند این سرزمین با درهای بسته روبه رو شدند و همه را با این شگفتی روبه رو کردن که چگونه است که در کشور همسایه و برادر افغانسان چندین وزیر زن در کنار وزرای مرد به خدمت به جامعه مشغول اند و این سوی مرز، تنگ نظرانه، سخن از توامندی های زن ایران در سطوح وزارت می رانند.
  • تنها در شرایط تسهیل و جلب مشارکت بهترین استعدادها اعم از زن و مرد در این کشور، شایسته سالاری می تواند محقق شود.
  • واقعیت این است که در شرایطی که زنان به باور درونی برای توسعه جایگاه اقتصادی، اجتماعی خود نایل می شوند، به هنجارشکنی در یک جامعه سنتی اقدام می کنند و در تلاش اند تا سدهای مقابلشان را بشکنند، هم گروه هایی از زنان را در مقابل خود به عنوان مخالف خوان می یابند و هم گروه هایی از مردان را.
  • تفریط در واگذاری ها باید در نظام اقتصادی ما اصلاح شود و زمینه توسعه بخش خصوص فراهم آید.
  • عدم درک این نیاز جامعه در امکان اعتراض دموکراتیک و شنیده شدن آن توسط مسئولان، ممکن است اعتراضات را به دامن آنارشی کامل اندازه و در قبال آن در دام یک ایدئولوژی گفتار شود.
  • اعتراض گرسنگان مبنایی جز گرستگی زن و فرزند ندارد، باید به آن بها دارد؛ باید به آن از طرق اقتصادی و اجتماعی رسیدگی کرد؛ نه رسیدگی قضایی و انتظامی.
  • فرآیند سیاست گذاری با طراحی کاربست بهینه ابزارها خاتمه نمی یابد، بلکه باید ابزار رصد پیشرفت (نزدیک شدن به اهداف) طراحی شود.
  • مهم ترین ویژگی پژوهشگر، استقلال و بی طرفی او در سنجش پیشرفت است. هیچ سیاست گذاری علاقه ندارد به شکست سیاست خود اذعان کند؛ وی اگر بتواند، شکست های آشکار را پنهان می کند و به عنوان موفقیت می فروشد، از این رو اکیدا لازم است فرآیند سنجش سیاست قبل از اجرای آن طراحی و به افراد ذی صلاح واگذار شود.
  • دانشگاه با تسلط بر مرزهای دانش، روابط علت و معلولی پدیده ها را می شناسد. بنابراین می تواند در ارائه چهارچوب نظری برای فهم ساز وکارهای سیستم نقش پررنگی داشته باشد. خلا اصلی پژوهشگران نداشتن دانش ضمنی عمیق از سازمان مجری و سیاست گذار است که تنها با ترک دانشگاه و ورود مستقیم به بدنه اجرایی قابل حصول است.
  • اول باید افراد ذی صلاح برای نقد مشخص شوند، و تنها براساس اصول منطق، فهم نظری و شواهد دقیق تجربی نقد انجام شود. فرآیندی نیز برای جمع بندی و اصلاح سیاست اولیه باید در نظر گرفت هشود.
  • پژوهشگران با فهم دقیق از سازوکارهای سیستم حوزه تخصصی خود و روحیه نقادی حاصل از فعالیت در محیط دانشگاه، بیشترین صلاحیت را در نقد سیاست طراحی شده دارند.
  • آنهایی که به رادیکالیسم و خشونت تمایل دارند. غیر خود را به وسوسه و توهم متهم می کنند؛ در حالی که امیدواران، خود، واقف اند که تنها از روزنه کورسوی امید، می توان به اصلاحات و فرجام توسعه ای آن باور داشت.
  • توسعه، نوعی فرآیند گسترش توانایی های مردم است؛ به معنای فرآیند گسترش آزادی واقعی آنان. این آزادی، مستلزم عوامل دوگانه است: تمهیدات امور اقتصادی و اجتماع
  • در ایران آن چیزی که بالاترین سطح ضربه ها را به سرنوشت ما وارد میکند بحران هماهنگی است. یعنی هر کس به یک سمتی می کشد و بخش اعظم تلاش های ساختار قدرت صرف خنثی کردن نیروهای یکدیگر می شود.
  • در کشورهای در حال توسعه در مورد جهت گیری های سیاسی مهم به جای که که به رویه های مشارکت جویانه و
    اقناع کننده در پیش گرفته شود رویه های آمرانه و خشک و غیرمشارکت جویانه در دستور کار قرار می گیرد. به جای آنکه یک تفاهم ملی در مورد مسئله ایجاد بکنند، از طریق صدور فرمان مسئله را حل و فصل می کنند.
  • هرگونه به کار گیری قدرت در مسیری خارج از قانون برای اهدافی فراقانونی یا غیرقانونی فساد است.
  • دولت بدترین تولیدکننده، بدترین تاجر و بدترین مصرف کننده است. لذا باید دخالت آن را در اقتصاد به حداقل رساند و به مدیریت کلان اطلاعات و نظارت عالی محدود کرد.
  • مبارزه با فساد فقط اگر همه جانبه و معطوف به خشکاندن ریشه باشد موفق خواهد شد و الا در حد دل خوش کنک و فریب افکار عمومی باقی خواهد ماند و چه بسا آسیب های سنگین تر هم به بار بیارورد.
  • فساد یعنی منابعی که برای کار اختصاص داده می شود، یا به دست یک کارگزار یا عامل اجرایی امانت داده شده است در امری دیگر مورد استفاده قرار گیرد یا به نوعی دیگر نه به نفع عمومی، بلکه به نفع فردی یا گروهی تقسیط می شود.
  • در اقتصاد کلاسیک یکی از ریشه های فساد را اختلاف قیمت می دانند، وقتی قیمت را کسی دستکاری می کند قیمت به وجود می آید، برای مثال: دولت قیمت سکه را ۲ میلیون اعلام می کند و بازار ۴ میلیون و از این ریشه سلطان سکه بیرون می آید.
  • مهم ترین نقش سیاست گذار این است که زمینه فساد را فراهم می کند، مثلا در توزیع کالاهای اساسی مثل گوشت بازیگرانی در این میان نقش دارند از جمله: واردکننده گوشت، در اعطای مجوزها، توزیع کنندگان، عمده فروشان، خرده فروشان، مصرف کنندگان و …. در این زنجیره همگی نقش دارند.
  • اگر سیاست گذار درک درستی از مردم نداشته باشد و بدون این که بفهمد مشکل چیست راه حلی پیدا کند زمینه را برای انواعی از فساد آماده کرده است که ما در ایران بسیار آن را می بینیم.
  • بیست تا سی میلیارد دلار ارز خانگی در دست مردم است که حتی ورود یک سومم آن به چرخه اقتصاد، قیمت ارز را قادر و توانمند می کند یا آنکه صرفه جویی داوطلبانه مردم در مواردی چون سوخت یا آب یا برق به راحتی مشکلات بزرگی در این حوزه ها را کم می کند.
  • افزایش فشار اقتصادی و تورم، به گسترش فساد و رانت کمک می کند و کاهش فساد به عنوان ویرانگر اعتماد مردم، دور از دسترس نمی شود.
  • ظرفیت های داخلی اقتصادی ایران در حدی است که فشارهای خارجی و تحریم ها، قادر نیست تورم و کمبود وحشتناک مانند ونزوئلا را بر ایران تحمیل کند؛ اما مهاجرت سرمایه و ارز و خروج نیروی انسانی ماهر و نخبه به شدت بیشتر ادامه خواهد یافت.
  • ایران امروز به اندازه نیازی که به فروش نفت یا واردات کالا دارد به همان اندازه یا بیش از آن احتیاج به امیدوار شن مردم دارد.
  • اولین مسئله صحبت صادقانه، مستمر و عموم فهم نمایندگانی از حاکمیت با مردم درباره اوضاع اقتصادی است. نباید در خصوص مردم ایران این نکته را کم اهمیت دید. اگر مردم به مکانیسم اقتصادی وقوف یابند با حاکمیت همکاری می کنند.
  • وقتی حاکمیت مسائل اقتصادی را بر مردم تحمیل شده می بیند ولی هیچ توضیحی درباره سازوکار آن به مردم نمی دهد مردم را دچار یاس و سردرگمی می کند و خود مردم را از کارگزاران تخریب وضع موجود می کند.
  • در تحولات اخیر در صحنه سیاسیت ایران نیز همچنان زنان توانمند این سرزمین با درهای بسته روبه رو شدند و همه را با این شگفتی روبه رو کردن که چگونه است که در کشور همسایه و برادر افغانسان چندین وزیر زن در کنار وزرای مرد به خدمت به جامعه مشغول اند و این سوی مرز، تنگ نظرانه، سخن از توامندی های زن ایران در سطوح وزارت می رانند.
  • تنها در شرایط تسهیل و جلب مشارکت بهترین استعدادها اعم از زن و مرد در این کشور، شایسته سالاری می تواند محقق شود.
  • واقعیت این است که در شرایطی که زنان به باور درونی برای توسعه جایگاه اقتصادی، اجتماعی خود نایل می شوند، به هنجارشکنی در یک جامعه سنتی اقدام می کنند و در تلاش اند تا سدهای مقابلشان را بشکنند، هم گروه هایی از زنان را در مقابل خود به عنوان مخالف خوان می یابند و هم گروه هایی از مردان را.
  • تفریط در واگذاری ها باید در نظام اقتصادی ما اصلاح شود و زمینه توسعه بخش خصوص فراهم آید.
  • عدم درک این نیاز جامعه در امکان اعتراض دموکراتیک و شنیده شدن آن توسط مسئولان، ممکن است اعتراضات را به دامن آنارشی کامل اندازه و در قبال آن در دام یک ایدئولوژی گفتار شود.
  • اعتراض گرسنگان مبنایی جز گرستگی زن و فرزند ندارد، باید به آن بها دارد؛ باید به آن از طرق اقتصادی و اجتماعی رسیدگی کرد؛ نه رسیدگی قضایی و انتظامی.
  • فرآیند سیاست گذاری با طراحی کاربست بهینه ابزارها خاتمه نمی یابد، بلکه باید ابزار رصد پیشرفت (نزدیک شدن به اهداف) طراحی شود.
  • مهم ترین ویژگی پژوهشگر، استقلال و بی طرفی او در سنجش پیشرفت است. هیچ سیاست گذاری علاقه ندارد به شکست سیاست خود اذعان کند؛ وی اگر بتواند، شکست های آشکار را پنهان می کند و به عنوان موفقیت می فروشد، از این رو اکیدا لازم است فرآیند سنجش سیاست قبل از اجرای آن طراحی و به افراد ذی صلاح واگذار شود.
  • دانشگاه با تسلط بر مرزهای دانش، روابط علت و معلولی پدیده ها را می شناسد. بنابراین می تواند در ارائه چهارچوب نظری برای فهم ساز وکارهای سیستم نقش پررنگی داشته باشد. خلا اصلی پژوهشگران نداشتن دانش ضمنی عمیق از سازمان مجری و سیاست گذار است که تنها با ترک دانشگاه و ورود مستقیم به بدنه اجرایی قابل حصول است.
  • اول باید افراد ذی صلاح برای نقد مشخص شوند، و تنها براساس اصول منطق، فهم نظری و شواهد دقیق تجربی نقد انجام شود. فرآیندی نیز برای جمع بندی و اصلاح سیاست اولیه باید در نظر گرفت هشود.
  • پژوهشگران با فهم دقیق از سازوکارهای سیستم حوزه تخصصی خود و روحیه نقادی حاصل از فعالیت در محیط دانشگاه، بیشترین صلاحیت را در نقد سیاست طراحی شده دارند.
  • آنهایی که به رادیکالیسم و خشونت تمایل دارند. غیر خود را به وسوسه و توهم متهم می کنند؛ در حالی که امیدواران، خود، واقف اند که تنها از روزنه کورسوی امید، می توان به اصلاحات و فرجام توسعه ای آن باور داشت.
  • توسعه، نوعی فرآیند گسترش توانایی های مردم است؛ به معنای فرآیند گسترش آزادی واقعی آنان. این آزادی، مستلزم عوامل دوگانه است: تمهیدات امور اقتصادی و اجتماعی؛ حقوق اقتصادی و اجتماعی (چون مشارکت در بحث آزاد)
  • توسعه آن هنگام محقق می شود که عوامل اساسی ضد آزادی. از بین بروند که عبارت اند از: فقر و ظلم، فرصت های کم اقتصادی، محدودیت نظام مند اجتماعی، عدم تسامح و یا دخالت بیش از حد دولت های سرکوبگر.
  • به جای تاکید بر اهمیت روشنفکران در زندگی اجتماعی باید تلاش خود را معطوف به زنده کردن فضای عمومی و میدان سیاست پویا کنیم تا زندگی افراد جامعه در پیوند با شور و کنشگری قرار گیرد.
  • خلق سلبریتی ریشه در تحولات اجتماعی دارد و آغاز فرهنگ سلبریتی به بسیج منابع در اروپای قرن هجدهم و نوزدهم باز می گردد.
  • از نگاه آرنت، بودن ما که ترکیبی از تولد و مرگ است کاملا سیاسی است. در جهان مدرن ما با مرگ سیاست و گرفتار بودن مردم در قلمرو مسائل خصوصی و اجتماعی (نه عمومی و سیاسی) روبه روییم.
  • دست یابی به ثبات کلان و زمینه سازی برای رشد اقتصادی پایدار، نیازمند افزایش کارایی سیاست گذاری پولی و افزایش استقلال بانک مرکزی در به کارگیری آن ابزارها است.
  • ناکافی بودن ابزارهای سیاست پولی و از طرف دیگر سلطه مالی دولت بر سیاست پولی و تحمیل ناکارایی و عدم تعادل های اقتصاد به منابع بانک مرکزی، موجب بی اثر شدن و ناکارایی سیاست گذاری پولی در اقتصاد ایران شده است که نتیجه آن رشد بی رویه نقدینگی و بی ثباتی قیمت است .
  • در اقتصاد براساس یک رویه قانونی، بانک مرکزی موظف است ارز حاصل از صادرات نفت را از دولت بخرد و معادل ریالی آن را به حساب خزانه واریز کند. این مسئله به معنی افزایش خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی و افزایش پایه پولی است که با سیاست پولی بانک مرکزی تعارض دارد.
  • ی؛ حقوق اقتصادی و اجتماعی (چون مشارکت در بحث آزاد)
  • توسعه آن هنگام محقق می شود که عوامل اساسی ضد آزادی. از بین بروند که عبارت اند از: فقر و ظلم، فرصت های کم اقتصادی، محدودیت نظام مند اجتماعی، عدم تسامح و یا دخالت بیش از حد دولت های سرکوبگر.
  • به جای تاکید بر اهمیت روشنفکران در زندگی اجتماعی باید تلاش خود را معطوف به زنده کردن فضای عمومی و میدان سیاست پویا کنیم تا زندگی افراد جامعه در پیوند با شور و کنشگری قرار گیرد.
  • خلق سلبریتی ریشه در تحولات اجتماعی دارد و آغاز فرهنگ سلبریتی به بسیج منابع در اروپای قرن هجدهم و نوزدهم باز می گردد.
  • از نگاه آرنت، بودن ما که ترکیبی از تولد و مرگ است کاملا سیاسی است. در جهان مدرن ما با مرگ سیاست و گرفتار بودن مردم در قلمرو مسائل خصوصی و اجتماعی (نه عمومی و سیاسی) روبه روییم.
  • دست یابی به ثبات کلان و زمینه سازی برای رشد اقتصادی پایدار، نیازمند افزایش کارایی سیاست گذاری پولی و افزایش استقلال بانک مرکزی در به کارگیری آن ابزارها است.
  • ناکافی بودن ابزارهای سیاست پولی و از طرف دیگر سلطه مالی دولت بر سیاست پولی و تحمیل ناکارایی و عدم تعادل های اقتصاد به منابع بانک مرکزی، موجب بی اثر شدن و ناکارایی سیاست گذاری پولی در اقتصاد ایران شده است که نتیجه آن رشد بی رویه نقدینگی و بی ثباتی قیمت است .
  • در اقتصاد براساس یک رویه قانونی، بانک مرکزی موظف است ارز حاصل از صادرات نفت را از دولت بخرد و معادل ریالی آن را به حساب خزانه واریز کند. این مسئله به معنی افزایش خالص دارایی های خارجی بانک مرکزی و افزایش پایه پولی است که با سیاست پولی بانک مرکزی تعارض دارد.