آینده اقتصاد جهانی پس از کرونا

ناجی همیشه حاضر

چرا بهتر است جهانی شدن را نکوبید

اخیرا اتفاقاتی در عرصه اقتصاد جهان رخ داد که خیلی ها انتظارش را نداشتند. مثلا در فاصله زمانی کوتاهی رشد اقتصادی چین، به وضوح کاهش پیدا کرد و نرخ بیکاری در آمریکا به شدت بالا رفت. صنعت گردشگری و هواپیمایی ناگهان به حضیض افتادند و صنعت خودروسازی به شدت کند شد. از آشفتگی های نفت هم که هرچه بگوییم کم است. آنها که جرئتش را داشته اند حتی ادعا کرده اند که این وضع سرآغازی بر ختم سرمایه داری است.

در این میان صندوق بین المللی پول پیش بینی کرده که تولید ناخالص داخلی جهانی به میزان ۳درصد درسال جاری کاهش پیدا کند و تولید ناخالص داخلی اقتصادهای اروپا، آمریکای شمالی و آسیای شرقی حتی ۶ درصد کاهش نشان دهد. در این اوضاع سخت است به یاد بیاوریم که همین چند ماه پیش، همه چیز چقدر مثبت تر به نظر می رسید. اما واقعیت این است که برخی پیش بینی های منفی که در آغاز بحران کرونا شده بود هم به وقوع نپیوسته اند یا ابعاد آنها بسیار کوچک تر بوده است. آن هراس بزرگ مبنی بر مرگ چند میلیون نفر بر اثر کرونا رخ نداده و چرخ اقتصادها به صورت کامل از حرکت باز نایستاده است.

بنابراین اگر انتظار داشته باشیم که تولید ناخالص داخلی جهانی کم کم وضعش بهتر شود خیلی هم حرف بیراهی نزده ایم. اگر چنین اتفاقی بیفتد، آن را مرهون جهانی شدن هستیم. جهانی شدن مخالفان بسیار زیادی با استدلال های مختلفی داشت اما به صورت اصولی باعث مقاومت و بهره وری بهتر اقتصادهای جهان شد.

تصور برخی از عموم بر این است که شبکه های تولید جهانی به خاطر پیچیدگی شدید و اختلال پذیر بودنشان بسیار آسیب پذیر هستند. اما این تصور درست نیست  همین پیچیدگی و حتی آشفتگی زنجیره های تامین باعث قدرت بخشیدنبه آنها هم شده است. تا پیش از جهانی شدن، یک کارخانه معمولی باید قطعات مورد استفاده اش درهفته ها یا ماه های آینده را در انبار نگه میداشت و این مانعلی بر سر راه نوآوری بود. اما در دوران جهانی شدن، اوضاع تغییر کرد و امکانش بود که هر قطعه لازم را با سرعت سفارش بدهی و تحویل بگیری. اینها را مرهون زنجیره تامین جهانی بوده ایم.

نتایج این انعطاف پذیری را در جریان بحران کرونا هم دیده ایم. مثلا اتومبیل ها را در نظر بگیرید. در ماه فوریه باعث تعطیلی فعالیت برخی تامین کنندگان چینی قطعات شد، برخی صاحب نظران پیش بینی کردند که تولید جهانی خودرو به زودی متوقف خواهد شد. به تعطیلی موقت یک کارخانه فیات کرایسلر در صربستان هم به عنوان شاهدی از آسیب پذیری زنجیره های تامین این حوزه اشاره شد. اما بعد معلوم شد کارخانه به خاظر تدابیر پیشگیرانه و همین طورکاهش تقاضا کارش را متوقف کرده است. یا مثلا نیسان در ژاپن مجبور شد کار در یک کارخانه اش را به مدت دو روز تعطیل کند تا قطعات لازم به دستش برسد و هیوندای و کیا در کره هم به ترتیب به مدت پنجاه و یک روز تعطیلی داشتند. اما هیچ کدام از نفس نیفتادند.

مرثیه ای برای اقتصاد جهانی

نشانه های تضعیف تدریجی شالوده های جهانی شدن دارد آشکار می شود.

وقتی رخدادهای اقتصادی بزرگ به وقوع می پیوندند، تبعات آنها چندین سال به طول می انجامد و به سمت و سوهای غیر منتظره ای میل می کند. مثلا چه کسی فکر می کرد بحرانی که از بخش مسکن حومه های آمریکا در سال ۲۰۰۷ آغاز شد باعث بروز بحران مالی در کشوری مثل یونان در سال ۲۰۱۰ خواهد شد؟ یا چه کسی تصور می کرد سقوط بازار بورس نیویورک در سال ۱۹۲۹ به روی کارآمدن فاشیست ها در اروپا در دهه ۱۹۳۰ بیانجامد؟

اقتصاد جهان شبکه ای پیچیده از ارتباطات متقابل است. هریک از ما روابط اقتصادی مستقیم و قابل مشاهده ای داریم. فروشگاهی هست که از آن خرید میکنیم، کارفرمایی هست که حقوقمان را می دهدف بانکی هست که وام مسکن به ما می دهد. اما اگر از همین روابط به اندازه دو یا سه لایه عقب تر برویم، دیگر پیدا کردن و درک روابط اقتصادی خیلی آسان نیست . همین مسئله است که بلای اقتصادی همراه با ویروس کرونا را نشان می دهد. در سال های آینده، متوجه خواهیم شد که با پاره شدن آن شبکه پیچیده از ارتباطات متقابل، چه خرابی بزرگی صورت گرفته است. به همین جهت، باید این احتمال را در نظر داشته باشیم که اقتصاد جهان دیگر همان چیزی نخواهد بود که در دهه های اخیر شناخته بودیم. آدام توز تاریخ دان دانشگاه کلمبیا که روی تاثیرات چندجانبه بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ کار کرده در این خصوص می گوید:«کاش می شد بگوییم که قادر به از سرگیری فعالیت های عدای اقتصادی خود هستیم، اما واقعیت این است که تازه در مراحل اولیه بحران قرار داریم؛ و دوره ای از عدم قطعیت شدیدرا تجربه می کنیم.»

در چنین شرایطی احمقانه است که بخواهیم پیش بینی های بزرگی درباره آینده بکنیم و مثلا بگوییم که نظم اقتصاد جهان در پنج سال یا حتی پنج ماه آینده چطور خواهد بود. اما درسی که از دوره های پرآشوب اقتصادی گرفته ایم این است که پیامدهای چندگانه آنها معمولا از نقاط ضعف مزمنی که به آنها رسیدگی نشده ناشی شده اند. بحران ها معمولا مسائلی را آشکار می کنند که در روزگار عادی به آنها توجهی نمی شود.

مثلا یک مورد واضح، جهانی شدن است. در دهه های اخیر، شرکت ها تولید خود را به هر نقطه ای از جهان که می توانست مقرون به صرفه تر باشد منتقل کردند، مردم هر لحظه که می خواستند سوار هواپیما می شدند و سفر می کردند؛ و پول به جایی که بیشتری سود از آن به دست بیاید منتقل می شد. اما نشانه هایی از دوران پساکرونا دیده می شود که حاکی از تغییر جدی در این اوضاع است.

الیزابت ایکانمی عضو ارشد شورای روابط خارجی آمریکا معتقد است که از این به بعد، کشورها درباره اینکه چقدر می خواهند به کشورهای دیگر وابسته باشند تجدید نظر خواهند کرد. «گمان نمی کنم این پایان جهانی شدن باشد. اما حالا هر کشوری از جمله آمریکا به این فکر خواهد کرد که باید تکونولوژی ضروری و منابع ضروری و قابلیت تولید را در خاک خودش در اختیار داشته باشد.»

نشانه های تضعیف تدریجی شالوده های جهانی شدن را می توان در گوشه و کنار دنیا دید. اخیرا وزیر دارایی فرانسه به شرکت های فرانسوی دستور داد در زنجیره تامین خود بازنگری کنند و در این زمینه وابستگی کمتری به کشورهای آسیایی و چین داشته باشند. مقامات گمرکی و مرزی آمریکا اعلام کردند که جلوی صادرات برخی لوازم پزشکی را خواهند گرفت. اما حتی پیش از شیوع کرونا هم محدودیت های جهانی شدن داشت خودش را نشان می داد. مناقشات سیاسی و تجاری که به خصوص در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ بین چین و آمریکا درگرفت، کشورهای مختلفی از جمله اروپایی ها را به این نتیجه رساند که باید خودشان را از محل درگیری بین قدرت هایی مثل چین و امریکا دور کنند. با این اوصاف، ذهنیت «هر کشوری به کار خودش برسد» از مدتی پیش مورد توجه قرار گرفت.

از آن سو، مارک کارنی رئیس سابق بانک انگلستان تابستان گذشته یک سخنرانی در جمع روسای بانک های مرکزی داشت و در آن چنین استدلال کرد که نظام مالی و پولی فعلی بین المللی که وابستگی شدیدی به دلار دارد، نظام پایداری نیست. حالا هم اگر به دوران های گذشته وقوع تحولات بزرگ در جهان توجه کنیم می بینیم که مثلا در جنگ جهانی اول و نیز در زمان وقوع اپیدمی آنفلوآنزا در سال ۱۹۱۸، نظام مالی جهانی تحولات بزرگی را تجربه کرد و مثلا پوند انگلیس کاملا موقعیت برتر گذشته خود را از دست داد . البته انتظار اینکه دلار جایگاه خودش را با سرعت در عرصه جهانی از دست بدهد غیر منطقی است؛ به خصوص با توجه به اینکه فدرال رزرو آمریکا تمهیدات مختلفی از جمله ایجاد سواپ لاین را در همکاری با ۱۴ بانک مرکزی در دنیا پیش گرفته تا دلار به نظام بانکی داخلی آنها تزریق شود؛ و برنامه های دیگری هم در حال اجراست. با تمام این اوصاف، به نظر می رسد که ما دقیقا نمی دانیم بحران کرونا قرار است اقتصاد جهان را به کدام سمت ببرد. شاید فقط این را بتوان گفت که آن اقتصاد جهانی که می شناختیم دیگر تمام شد.